محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
844
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
كه مرا درد معده بود هر معالجه كه كردم مفيد نيفتاد و آخر الامر چند عدد جدوار را اندكاندك بروز كار صلايه ميكردم و با جلاب كرم ميخوردم بعون اللّه تعالى آن درد زائل شده اكر مقدار خوراك به قدر يك دانك باشد بهتر است ديكر آنكه شخصى را سدهء جكر بود و نزديك بود كه باستسقا انجامد چند روز جدوار را ساييده با سكنجبين ميل نموده سدهء جكرش كشاده شد و رنك رويش بغايت زرد شده بود باز برنك اصلى عود نمود ديكر آنكه شخصى را قرحه مثانه شده بود و چهار روز بول او بند بود قدرى از جدوار را ساييده بر پشت زهار او طلا نمودند و چند قطره در احليل او چكانيده همان دم بول او كشوده و چرك بسيارى برامد و از آن علت شفا يافت ديكر آنكه استسقاى بارد كه از برودت كبد و ضعف آن باشد و از سده ماساريقا يك دانك آن را با سكنجبين سادهء يا بزورى يا شربت دينار و شيره عنب الثعلب و شيرهء تخم كاسنى بنوشند و چند روز بدان مداومت نمايند فائدهء تمام بخشد ديكر آنكه جهت سنك كرده و مثانه در شيرهء عنب الثعلب خارخسك ساييده بنوشند ديكر آنكه جهت حبس البول با شيره تخم خيارين و تخم خربزه با شيره خار خسك مفيد است ديكر آنكه قولنج ريحى كه سببش سردى و نفخ باشد با بعضى مطبوخات مناسبه مثل مطبوخ سداب و پودنه و رازيانه و عنب الثعلب آشاميدن آن مفيد است ديكر آنكه حمى ربع و سائر حميّات بلغميهء مزمنه را بعد از تنقيهء بدن با جلاب كرم كرده با شربتهاى مناسبه ديكر مداومت كردن دو دانك آن موافق است و اقل ايام مداومت هفت روز است ديكر آنكه چون بر موضع در دو دانه بواسير طلا نمايند در دو وجع آن را ساكن و ورم آن را تحليل دهد ديكر آنكه چون براى دشوارى وضع حمل مقدار دو دانك آن را ساييده با آب عنب الثعلب يا آب حلبه با شيرهء خارخسك با جلاب بخورد زن ابستن دهند و اندكى ساييده پارچهء پشمى بان الوده كرده بفرمايند كه به خود بردارد وضع حمل آن به آسانى كردد ديكر آنكه چون زنى را بدشوارى وضع حمل شود و مشقت بسيارى به او رسد و ضعف او را عارض كردد و يا آنكه بچهء مرده از شكم او برايد و سميّت به بدن او سرايت نمايد و همچنين اكثر امراض وارده بعد ولادت را چون چند روز به خوردن مقدار سه چهار حبه از آن با كلاب ساييده و مداومت بر آن نمايد بعون اللّه تعالى شفا مييابد و اقل مدّت خوردن آن هفت يوم است كه تا سه روز هر روز صبح و شام و ايام ديكر صبح بياشامد ديكر آنكه خناق بلغمى را طلا كردن آن مفيد است و محلل اورام بلغمى است ديكر آنكه درد چشم بلغمى را چكانيدن آن در چشم باعث تسكين درد و الم آن است و صفراوى را طلا كردن آن بر پشت چشم محلل اورام پلكهاى آن است و فرق ميان درد چشم بلغمى و صفراوى آن است كه بلغمى را درد ساكنتر و حمرت كمتر و ورم زياده و صفراوى را درد و سوزش و چكيدن آب بيشتر باشد ديكر آنكه بهق سفيد و برص را طلا كردن آن نافع بود ديكر آنكه درد دندان را ساكن كرداند چون مقدار عدصهء آن را به زير دندان بكيرند و يا ساييده بر دندان طلا نمايند ديكر آنكه جميع امراض باردهء رطبهء دماغيه و عصبانيهء ساذجه و ماديه را مثل صرع و سكته و فالج و لقوه و خدر و استرخا و رعشه و مانند اينها را مفيد بود شربا و طلاء خصوصا با كلاب يا با يكى از ادهان مناسبه و دماغ را قوت بخشد و تفريح اورد و اعانت طبيعت نمايد بر دفع امراض از خود ديكر آنكه صرع صبيان كه ام الصّبيان نامند نافع بود چون مقدار نيم دانك آن را تا دانكى با شير مرضعهء آن ساييده بخورانند و كفتهاند كه طفلى را چهارده روز ام الصّبيان بود كه يك زمان خالى نبود جدوار را بشير مادر وى سوده بوى داديم همان روز شفا يافت و بارها آزموديم و حكماى هند كويند كه مداومت بان مردم را فربه كند راقم كويد شايد مبرود المزاجان بلغمى مراد باشند بعد از تنقيه در اكثر امراض و امزجه نفع آن بيشتر است و كفتهاند درين دوا صد و بيست منفعت است و آنچه به تجربه معلوم شده و استماع از استادان يافته و در كتب ديده اكتفا نموده شد و آن مضر و مصدع محرورين و يابس المزاجان و مصدع ايشان و مورث جراحت و قرحهء امعا است و مصلح آن سكنجبين ساده و شير تازه دوشيده آهن تافته و با بعضى از مبردات و مطفيات ديكر است بحسب مزاج و شخص و سن و نوع مرض و مقدار شربت آن از نيمدانك تا چهار دانك بحسب مزاج و شخص و مرض مختلف است جهت اطفال از نيمدانك تا يك دانك و در تب ربع و سائر امراض ديكر دو دانك و در تقويت باه تا نيم مثقال و دو استسقا تا چهار دانك كفتهاند و بدل آن در تفريح و ترياقيت سه وزن آن زرنباد است و شايد در ترياقيت ترياق فاروق و بادزهر حيوانى بدل آن باشند و اين اقرب بقياس است از زرنباد على الاطلاق و چنانچه ذكر يافت تاثير آن بكيفيت صرف نيست بلكه به صورت نوعيه و بالخاصية است و قانون ترك افيون بجدوار افيون ذكر يافت [ دستور خوردن جدوار خطائى ] دستور خوردن جدوار خطائى قلمى فرموده كه از بنده فقير اثم محمد هاشم العلوى المحتاج الى غفران و به الغنى است از براى تقويت باه و جميع امراض باردهء بلغميه و امراض عصب و دفع جميع سموم و امراض حادثه از مواد سميّه چون جذام و اتشك و از براى ذوب مزمن و ضعف معده مزمن و مفاصل بارد و تقويت اعضاى رئيسه مقرر نموده آن است كه اول مرتبه تنقيه بايد نمود در اول فصل ربيع به اين طريق كه در روز اين منضج را بنوشند صنعت آن كاوزبان شاهتره بسفايج فستقى عنب الثعلب پرسياوشان بادرنجبويه افتيمون از هريك دو مثقال انجير زرد ده دانه مويز منقى بيست دانه ادويه را سواى افتيمون را در پارچه كتان بسته در آن انداخته ده دانه مويز منقى بيست دانه ادويه را سواى افتيمون جوشانيده در اخر افتيمون را در پارچه كتان بسته در آن انداخته يك جوش ديكر داده فرود آورده دائم كيسه را بمالند تا سرد شود پس كيسه را ماليده فشرده دور كنند و ادويه را صافى نموده ترنجبين كلقند افتابى در آن حل كرده باز صافى نموده بنوشند و روز سيوم بر اجزاى مطبوخ مزبور سنا مكى اصل السوس تخم كشوث از هريك دو مثقال بيفزايند شب چهارم پوست هليله زرد پوست هليله كابلى هليله سياه سنا مكى از هريك نيم مثقال غاريقون كثيرا از هريك يك دانك كوفته بيخته بروغن بادام شيرين يك مثقال چرب نموده حب ساخته به ورق نقره سه عدد پيچيده وقت خواب فرو برند و از عقب آن آب نيم كرم يك پياله بنوشند و طلوع صبح كاوزبان شاهتره بسفايج فستقى بادرنجبويه پرسياوشان غنچه كل سرخ اصل السوس اسطوخودوس افتيمون از هريك دو مثقال سنا مكى چهار مثقال عناب انجير زرد از هريك ده دانه مويز منقى بيست دانه مجموع را سواى افتيمون جوشانيده صافى نموده افتيمون را در اخر كتانى بسته در آن اندازند و يك جوش ديكر داده فرود اورند و دائم كيسه را بمالند تا مطبوخ سرد شود پس كيسه را ماليده فشرده